آخرین های هنر صدا ...

روش نقد و فرق نقد با توهین

به گزارش چندرسانه‌ای گُلوَنی، پادکست روش نقد و فرق نقد با توهین منتشر شد.

بازجویی روش نقد و فرق نقد با توهین

صدای کلاغ. صدای برخورد پنجره ها و باد

وجدان: اسم

میثم: شین، نقطه، واو

وجدان: شهرت

میثم: ندارم.

وجدان: دلیل برتری

میثم: ندارم

وجدان: تو چته؟ چرا این همه آدم و از خودت رنجوندی؟ دقیقا مشکلت چیه؟

میثم: من کسی رو نرنجوندم. درضمن اونیم که مشکل داره خودتی.

وجدان: زبون درازم که هستی.همین زبون درازت کار دستت داد و آوردنت اینجا. سیرابی.
طرز حرف زدن با مردم و هم که بلد نیستی.

میثم: اتفاقا هرچیو تو زندگیموبلد نباشم اینو بلدم.

روش نقد و فرق نقد با توهین

وجدان: از این پرونده قطوری که برات تشکیل دادن مشخصه که چقدر بلدی. دویست و پنج مورد شکوندن دل داشتی، چهل و سه مورد در حد ترک برداشتن بوده، هفتا و هشتا فروپاشی خانواده داری، پونصد و بیست بارم عذت نفس بندگان خدا رو زیر پا له و لورده کردی و صد و سه بارم حرمت شکوندی. دیگه اون موارد اقتصادی و اجتماعیشو فاکتور میگیرم.
خب یه باره بگو مرگت چیه که اینجوری حرف می‌زنی خیال همه رو راحت کن.

میثم: اینا همه بهتانه که به من زدن. هیچ کدومو هم نمیتونید ثابت کنید. مدرک دارین؟ سند دارین؟ شاهد عالق و باغل دارین؟

وجدان: مدرک می‌خوای؟ شاهد عالق و باغلم می‌خوای؟ یه مدرکی نشونت بدم.. ( از اون کتکا..)
حالا عین بچه آدم اعتراف می‌کنی و می‌گی که چرا این طرز حرف زدن و انتخاب کردی؟برا چی دیگران و چزوندی؟

میثم:(نالان)طرز حرف زدن چیه؟ بابا من فقط می‌خواستم نقد کنم. اون اوایل می خواستم به دیگران راه کار بدم تا بهتر بشن، می‌خواستم پیشرفت کنن. اما کم کم همه چی عوض شد. نمی دونم چی شد ولی انگار یه چیزی منو گرفت.خیلیم محکم گرفت.

وجدان: چی؟

میثم: جو!

وجدان: بدبخت بی‌ظرفیت.

به کار بردن کلمات

میثم: هرکاری کردم دیگه نتونستم درست با دیگران حرف بزنم. به خاطر همینم رفتم دکتر. اما فایده‌ای نداشت. هر یه کلمه‌ای که به زبون می‌آوردم خالی از شعور بود. همش به فکر این بودم که دیگران و منهدم کنم. شخصیتشونو خراب کنم.سعی می‌کردم از دیگران جلوی بقیه نقد کنم و ببرمشون زیر سوال. جیگرم با این کار خنک می‌شد. دیگه برام مهم نیود طرف توی چه شرایط و مکانیه، پشت سر هم نظرات و حرفامو مثل تیر شلیک می‌کردم و طرف هرچی داشت و نداشت و توی یه لحظه از دست می‌داد و من دلم حال میومد.

وجدان: بی‌وجدان، مریض، روانی،
من به جای تو از خجالت دارم آب می‌شم.

میثم: توام به عنوان یه وجدان خیلی خوب نیستی، از نظر قیافه که با کلنگ برابری می‌کنی، اخلاقتم که گندیدست، حرف زدنتم که بی‌سوادی توش موج میزنه..

وجدان: وقتی به عنوان وجدانت محکومت کردم به این که روزی هزارتا دراز و نشست بری و یارانتو قطع کردم و از گرفتن سبد کالا معافت کردم میفهمی که دیگه هرچی به زبونت اومد و به اسم نقد کردن به مردم نگی. کتلت سوخته ی بی‌مصرف.

صدای باز شدن در: عه شوشو چرا تنهایی نشستی زل زدی به دیوار؟ پاشو بریم شام بخوریم. کتلت درست کردن.

میثم: شوشو کدوم دیوونه‌ایه؟ من پوتینم. پوتین.

صدای کلاغ.

این پادکست را با صدای میثم کریمی و محمد شعبانپور بشنوید:

برای دانلود این پادکست اینجا کلیک کنید

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=90562

پاسخی بفرستید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.