آخرین های هنر صدا ...

پرنده ها در شهر

به گزارش چندرسانه‌ای گُلوَنی، پادکست پرنده ها در شهر منتشر شد.

بازجویی پرنده ها در شهر

وجدان: (پنجره را می بندد) این کلاغه هم معلوم نیست کجا رفته. صداش دیگه نمیاد. (صدای کشیدن صندلی روی زمین)

وجدان: اسم

میثم: پیش پیش پیش، میوو

وجدان: شهرت

میثم: سلطان

وجدان: دلیل برتری

میثم: اطلاعات عمومیم.

وجدان: در دیزی بازه، حیای تو کجا رفته؟ درسته کسی پاسخگوی این همه مرگ و میر نیست، درسته کسی جون و سلامتی پرنده ها رو به کفششم نمی گیره، اما اینا دیگه دلیل نمی شه تو راست راست تو شهر راه بری و جنایت کنی. فکر کردی گیر نمیوفتی؟

میثم: تو کی؟!

وجدان: من وجدان گم شده‌ی یه بنده خداییم. داشتم از اینجا رد می‌شدم بهم گفتن بیام از تو بازجویی کنم.خودت که وجدان نداری بیچاره‌ی مفت خور.

میثم: من کیم؟!

وجدان: تو یه جانی، یه جنایت کاری. تو قاتل جون اون همه پرنده‌ی بی‌زبونی. کارد بخوره تو اون شکمت.

میثم: مییییووووو.

وجدان: مرض، بی‌چشم و روی وقیح. چطوری اون پرنده های بیچاره رو شکار کردی و لنبوندی؟

میثم: رو زمین افتاده بودن، منم خیلی شیک و مجلسی رفتم خوردمشون.

وضعیت شهر

وجدان: به همین راحتی؟ رو زمین افتاده بودن؟ پرنده که جاش رو زمین نیست. جاش اون بالاست. راستشو بگو چه حیله‌ای به کار بردی اونا رو کشوندی پایین؟

میثم: حیله نمی‌خواد. با این وضعیتی که ساختمان سازی‌های شهر داره شکار دیگه راحت شده. پرنده میخوره به شیشه‌های ساختمونای بلند و برجا، نوک و بالش می‌شکنه و میوفته پایین. خداروشکر کسی هم که مسئول نیست اینا رو ببره تیمار کنه، ما هم می‌ریم و یه دلی از عزا در میاریم.

وجدان: مسئول، مسئول، مسئول. این روزا از هر موجودی بازجویی می‌کنن یه سرش ختم میشه به یه مسئول. لعنتیای بی‌مسئول.

میثم: شما آدما که عادتتونه تقصیرا رو بندازین گردن همدیگه. حالام که اومدین به من بدبخت گیر دادین.درسته من یه گربه‌ی ولگردم اما یه حق و حقوقی برای خودم دارم.اینجوریام نیست که ببو گلابی باشم.

وجدان: آفرین، آفرین. بلبل زبونم که هستی.

میثم: چند وقته بلبل و طوطی زیاد خوردم به خاطر همونه.

وجدان: بی‌رحم سنگدل.برای چی هم نوعای خودتو می خوری؟ بی‌وجدان.

میثم: شما هم هم نوع خودتونو می‌خورید. فکر نکن در جریان کشت و کشتاراتون نیستم.هرشب اخبار گوش میدم. در ثانی اون طوطیا و بلبلا از خداشون بود من بخورمشون و از این زندگی نکبتی که شما براشون ساختین راحت بشن.

کارخانه سوسیس و کالباس

وجدان: کدوم زندگی؟ کدوم نکبتی؟

میثم: تو فکر می‌کنی با این همه آلودگی هوا پرنده‌ها اون بالا می‌تونن نفس بکشن؟ نه جونم. اونا ترجیح می‌دن من‌بخورمشون تا این که زجرکش بشن و دچار مرگ خاموش بشن. به خصوص تو این دوره و زمونه که لونه ی درست و حسابیم ندارن و اکثرشون بی‌خانمانن.

وجدان: نه انگار خیلی حواست جمعه. اطلاعاتت زیاده.

میثم: بی‌خود نیست به ما می‌گن سلطان.

وجدان: هیچ کدوم از اینا دلیل این نمی شه که به جنایتت رسیدگی نکنم. محکومیتت اینه که تبعید شی کارخونه‌ی سوسیس و کالباس تا سرتو با گیوتین بزنن و چرخت کنن. پلشت بی‌چشم و رو.

میثم: صدای گربه وقتی وحشی می‌شود و جیغ می‌کشد.

صدای جدید: شوشو چته؟ چرا جیغ می‌کشی؟ کی اذیتت کرده؟ تو که تنها اینجایی!

میثم: شوشو کدوم بی‌مغزیه؟ من ارشمیدوسم.

صدای گریه.

این آیتم را با صدای میثم کریمی و محمد شعبانپور بشنوید:

برای دانلود این آیتم اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=90555

پاسخی بفرستید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.