آخرین های هنر صدا ...

به یک سفر دور از انتظار برو

مشغولیات ذهنی یک مسافر
قسمت دهم: به یک سفر دور از انتظار برو

چندرسانه‌ای گُلوَنی، معین بادپاباور کنید هر موقع هر دوستی به من گفت میای بریم سفر؟ من جز بله، هیچی نگفتم. ولی اکثراً نشد که نشد. چرا؟ چون ساعت نه شب تصمیم می‌گیرن برن سفر و تا پنج دقیقه دیگه هم راه می‌افتن. یعنی دقیقا همون زمانی که دارم زباله ها رو میذارم دم در. خب آقاجان، ۲۴ ساعت قبلش تصمیم بگیرید که من هم بتونم بیام. شماها چه جوری یهو میرید سفر؟

یعنی وسایل سفرتون همیشه توی چمدونه؟ چه جوری یه دفعه بی خوابی بهتون دست می‌ده، بعد می‌رید قدم بزنید و در همان قدم زدن به چی فکر می‌کنید که یک دفعه تصمیم می‌گیرید راه بیفتید برید سفر؟ به هرحال اگرچه با رفقا نتونستم زیاد سفر برم، ولی با گروه‌های دیگه سفر زیاد می‌رم.

نکته مهم اینجاست که مقصد سفر رو منم که انتخاب می‌کنم. مثلاً با دوستان فرهیخته و علمیم می‌ریم شهربازی. با مامان بزرگ و بابابزرگم می‌ریم صخره‌نوردی و کوهپیمایی. با دوستان ورزشکار و پرورش اندامم می‌ریم بازدید از موزه یا ماهیگیری. با همکاران اداره هم می‌ریم در و دشت. اصلاً علت اصلی انتخاب مقصد تفریح توسط من هم همینه. چون معتقدم لذت سفر اینه که متناسب با همسفران و نوع ارتباط این همسفران، باید رفت جایی که اون قالب‌های تکراری تغییر کنه.

بعد فکر نکنید تا حالا یک جا رو شصت بار رفتیم دیدیم و صد جای دیگه رو یک بار هم نرفتیم. نخیر. اگه قرار باشه هر سال بریم شمال که نشد سفر. هر جا باید یک بار رفت. در شرایط خاص، هر پنج سال می‌شه رفت یک جای تکراری. آدرس کوچه پس کوچه‌های شمال رو بلدیم، از قم اونورتر پامون رو نگذاشتیم. ایران مساحتش زیاده! همین‌طوری گفتم. تهران هم جنوب ایران نیست! همین‌طوری گفتم! شرق هم داره، غرب هم داره. کلاً چهار جهت اصلی داریم! شمال فقط یکیشه. همین‌طوری گفتم!

این روایت را با صدای معین بادپا بشنوید:

پخش از ادیو جوان
برنامه پی نوشت

  • تیتر مصرعی است از حسین غیاثی (به آخرین سفر دور از انتظار برو)

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=86241

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.