آخرین های هنر صدا ...

بی تو شاید، بی تعارف هرگز

چندرسانه‌ای گُلوَنی، نمایش رادیویی تعارف کردن. با اجرای میثم کریمی و محمد شعبانپور را بشنوید. نویسندگی این نمایش را امیرحسن یوسفی برعهده داشت.

نمایش رادیویی تعارف کردن را بشنوید:

شخصیت‌ها: میثم(-)، محمد(+)

متن نمایش

– عجب چیزیه‌ها محمد

+ آره میثم چه پیرهن خوبیه، ی تن بزن محمد بیینیم چجوریه تو تن

– نه نه شما بفرمائید بالاخره شما بدنت رو فرم تره

+ بجون خودم اگه بذارم میثم جان به هر حال بزرگتری گفتن کوچیکتری گفتن

– به هیچ وجه به هیچ وجه اصلا امکان نداره شما قدت بلندتره باید اول تن بزنی

+ اصلا میثم جان اصلاً شما از لحاظ رون هم بخوایم حساب کنیم اول باید تن بزنی

– از لحاظ چی؟؟؟

+ از لحاظ رون اینو جواد خیابانی تو یکی از گزارشاش گفت از اونجا یاد گرفتم

– آخی دلم سوختتتت

+ آره آره دقیقا همون

– ولی محمد جان راه نداره باید تن بزنی

+ میثم جان شما از لحاظ حروف الفبا هم حساب کنی باید اول تن بزنی

– محمد بسه دیگه چقد تعارف تیکه پاره می‌کنی جنبه داشته باش بدو تن بزنیم بریم کار داریم دیگه اه واقعاً این فرهنگ ایرانی که هی الکی تعارف به هم ول می‌دن باید اصلاح شه

+ میثم خودت تا الان داشتی تعارف می‌زدی

– من وقتی تعارف می‌زنم تو باید بگی چشم تمام الانم بدو هزارتا کار داریم

تعارف در همه جا

+ میثم جان این سوییچ و میدی

– آره آره الان

+ بذا در و باز کنم

بفرمایید اقا میثم شما خسته‌اید بفرمایید عقب راحت دراز بکشید من می‌رونم

– امکان نداره محمد جان شما کلی تن زدی از صبح لباسا رو شما خسته‌ای باید استراحت کنی من می‌رونم

+ نفرمایید نفرمایید آقا میثم بالاخره بزرگتری گفتن

(صدای بوق ماشین های پشت سری)

بوق نزن عزیز من بوق نزن مگه نمی‌بینی کار داریم عه

– محمد جان بیا بشین عقب استراحت کن مردم رو هم معطل نذار

+ اصن راه نداره(صدای بوق) اصن راه نداره

نزن می‌گم بوووووق عجب خریه هاااا

– محمد باید بخوابونم تو گوشت باز بشین بریم دیگه چرا انقد تعارف میکنی اعصاب ملت و خوا….

+ عه میثم جان زشته

– چی زشته بابا می‌خواستم بگم اعصاب ملت و خواهش می‌کنم بهم نریز بشین بریم

بی تعارف هرگز

+ آقا میثم بفرمایید بفرمایید بذارید من در استودیو رو باز کنم

بفرمائید خواهش میکنم بفرمایید

– آقای محمد آقا دیرمون شده الان اقای ساکی دادش در میاد پدرمونو درمیاره‌هاااا

+ اصن حرفشم نزن میثم جان بفرمائید شما اول باید رد شی بزرگتری بیشتر پیرهن پاره کردی اول شما

– محمد من پیرهن پاره کردم درست ولی تو پوست منو پاره کردی

د اخه مرد حسابی این همه از صبح واسه چی تعارف الکی میزنی وقتی هیچ فرقی نداره من انجام بدم یا تو

بابا زمان طلاست وقت طلاست حروم نکن

برو تو کلی عقبیم باید آیتم ضبط کنیم

عاقبت تعارف

+ عه این نامه چیه محمد

– نمی‌دونم بخون ببین چی زده رو در

+ شما بخونید آقا میثم استدعا دارم

– محمد همین الان گفتم تعارف الکی نکن با تفنگ می‌زنمتا

+ باشه باشه پس من می‌خونم

– بخون بدو

+ عه از طرف آقای ساکیه

– عه سلام برسون چی گفته حالا؟

+ میثم از تو نامه چجوری سلام برسونم؟

– بخون ببین چی گفته چرت نگو

+ با سلام به دلیل تاخیر های پیاپی شما و عدم توجه به تذکرها از امروز قرارداد شما بطور یک‌طرفه لغو و از دوستان دیگری استفاده می‌کنیم

باشد که تجربه‌ای در زندگی‌تان گردد

رضا ساکی

اسفند هزار و سیصد نود و شش

– واااای ممد واااای همش تقصیر این تعارف‌های بی‌مورد توعه گفتم ناراحت می‌شه

نگفتم آخه من چی بگم به تو کجاس این تفنگ من

+ بابا میثم جان آروم باش به من چه آخه میثم نه میثمممم (صدای شلیک)

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=86673

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.