آخرین های هنر صدا ...

توی هر بازی قدیمی یه درس بزرگ از زندگی بود

هر بازی قدیمی شرف داشت به بازی‌های امروزی.

چندرسانه‌ای گُلوَنی، محسن فراهانیامروز صبح زود وقتی از خواب بیدار شدم پدرم رو دیدم که در حال شستن ظرف‌های ناهاره و مدام زیر لب غر می‌زنه. نزدیکش که رفتم متوجه شدم یاد جوونی‌هاش افتاده و به خاطر این‌که اون زمان به اندازه‌ی امروز امکانات نبوده، شاکیه. برای همین داره به جوون‌های امروزی بدوبیراه می‌گه.

گفتم: بابا تقصیر ما چیه که اون موقع امکانات نبوده؟ ما چه گناهی کردیم؟

پدرم وقتی متوجه‌ی حضور من شد، یه‌کم خودش رو جم‌وجور کرد و بیشتر و محکم‌تر بدوبیراه گفت.

گفتم: آخه چرا بابا؟ مگه ما چه گناهی کردیم؟

پدرم گفت: زمان ما لپ‌تاپ نبود که بشینیم پاش و انواع و اقسام بازی‌ها رو انجام بدیم. مجبور بودیم بریم کمربندبازی کنیم. توی کمربندبازی هم این‌قدر کتک می‌خوردیم که سیاه و کبود می‌شدیم. هنوز جاش درد می‌کنه. اما شما چی؟ بازی مثلاً خشن انجام می‌دید و داخلش صد تا تیر می‌خورید و کک‌تون هم نمی‌گزه. ما زو بازی می‌کردیم روی آسفالت. جوری زیر پنجاه نفر له می‌شدیم که تا دو هفته صدامون در نمی‌اومد چه برسه به زو کشیدن. اما شما چی؟ تو لپ‌تاپ فوتبال و بسکتبال و گلف و تنیس بازی می‌کنید در حد جام‌جهانی ولی حتا از جاتون تکون نمی‌خورید که من زیرتون رو جارو بزنم.

گفتم: بابا حرف‌هاتون درست. امروز علم پیشرفت کرده و همه چی راحت شده. یکیش همین بازی کردن. اما یه نگاه بندازید به وضعیت اشتغال. زمان شما برای هر جوون، پنج‌تا کار وجوود داشت. الآن برای هر پنج جوون، یه کار. زمان شما با یک میلیون تومن می‌شد پنجاه بار ازدواج کرد. الآن با پنجاه میلیون تومن یه بار هم نمیشه ازدواج کرد.

 پدرم چند لحظه مکث کرد و گفت: این هم به خاطر همون بازی‌های قدیمی است. بازی‌های قدیمی شرف داشت به بازی‌های امروزی. توی هر کدوم از بازی‌های قدیمی یه درس بزرگ از زندگی بود. مثلاً ما تو بازی زو یاد گرفتیم که طرف گنده‌ها نریم که اگر بریم له می‌شیم. مثلاً تو بازی گرگم‌به‌هوا یاد گرفتیم هرکس بره بالا جاش امنه. واسه همینه اون بالابالایی‌ها هرکاری می‌کنن کسی نمی‌تونه بهشون بگه بالا چشم‌تون ابروئه. خلاصه بازی‌های قدیمی آدم رو مرد بار می‌آورد. مردی که بتونه بار مسئولیت سخت زندگی رو به دوش بکشه.

همون لحظه مادرم که توی پذیرایی نشسته بود و ماسک آلوورایی به صورت داشت گفت: آقای مرد. نیام ببینم باز ظرف‌ها رو گربه‌شور کردی‌ها.

این روایت را با صدای میثم کریمی بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89691

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.