آخرین های هنر صدا ...

جوانی و سردار آزمون

چندرسانه‌ای گُلوَنی، محسن فراهانی: امروز صبح زود، وقتی از خواب بیدار شدم، پدرم را دیدم که در حال شستن ظرف‌های ناهار است و مدام زیر لب غر می‌زند. فکر کردم باز از خوابیدن من تا لنگ ظهر شاکی است اما وقتی نزدیک رفتم و صدایش را شنیدم فهمیدم در مورد فوتبال غر می‌زند.

پدرم زیر لب غر می‌زد و می‌گفت: من اگه جای این کیروش بودم، دو تومن می‌دادم به سردار و می‌گفتم برو برای خودت بستنی قیفی بخر. بعد تا سردار می‌رفت بچه‌ها رو می‌فرستادم تو زمین. کیروش فوتبال بلد نیست. من اگر مربی تیم ملی بودم حداقل دو تا به ایتالیا می‌زدیم و صعود می‌کردیم.

مادرم که ماسک آلوئورا به صورت داشت و در حال باد زدن خود بود، گفت: ایتالیا نبود و اسپانیا بود. به جای این حرف‌ها دقت کن ظرف‌ها رو گربه‌شور نکنی. پدرم گفت: حالا همون اسپانیا. آدم لجش می‌گیره آخه. به جان جفت پسرهام من از این‌ها بهتر بازی می‌کنم. این پسره سردار آزمون یه دونه هد نتونست رو سر سامور بزنه.

مادرم گفت: سامور نه و راموس. نیام ببینم باز ظرف‌ها رو گربه‌شور کردی‌ها.پدرم ادامه داد: این‌ها از فوتبال هیچی حال‌شون نیست خدا شاهده. امروز رفتم تو فضای مجازی یه کمپین زدم، #سردار_دست_از_سر_ما_بردار الان دو میلیون تا عضو داریم. خب مردم شاکین دیگه. یه ضربه چیف نتونست بزنه. مادرم گفت: چیف نه و چیپ. ظرف‌ها رو بپا. شب مهمون داریم.

پدرم ادامه داد: آخه یه دونه توپ هم به داخیا نرسید. مادرم گفت: داخیا نه. دِخیا. حواست به ظرف‌ها باشه. پدرم گفت: آخه من از این می‌سوزم که ما با این همه اطلاعات تخصصی فوتبالی، باید ظرف بشوریم. اون‌وقت بودجه مملکت رو بدن به کیروشی که اصلا هیچ تخصصی تو فوتبال نداره. من موندم چرا علی کریمی رو نمی‌ذاره تو ترکیب.

مادرم گفت: علی کریمی خیلی وقته از فوتبال خداحافظی کرده. پدرم با تعجب گفت: ئه پس الان کجاست؟ مادرم گفت: تو خونه نشسته کمپین راه‌اندازی می‌کنه. پدرم هم ادامه داد: ای بابا. یکی نیست به این پسر بگه وقتی تو یه چیزی تخصص نداری، چرا اظهار نظر می‌کنی. این از علی کریمی، اون هم از سردار آزمون که وقتی می‌پره بالا مثل…

در همین لحظه پدرم خواست مثل سردار به بالا بپرد که ناگهان سه تا از دیس‌های چینی مادرم از دستش سر خورد، افتاد زمین و شکست. الآن ساعت ۵ عصر است و پدرم همان‌طور که روی تخت بیمارستان دراز کشیده و دکتر‌ها سعی می‌کنند خون‌ریزی سرش را بند بیاورند، مدام زیر لب غر می‌زند و می‌گوید: آقای دکتر خداشاهده شما بودی گلش می‌کردی. این‌ها یه استف سینه هم بلد نیستن.

دکتر هم گفت: اره بابا سردار اگر اون توپه رو استف سینه می‌کرد و چیف می‌زد، الان دو هیچ ایتالیا رو زده بودیم و سامور و داخیا هم روشون کم می‌شد. این‌ها فوتبال بلد نیستن. دکتر هم با پدرم هم عقیده بود و دو تایی داشتن نظرات تخصصی می‌دادن که یهو انگشت آقای دکتر رفت تو چشم پدرم.

این روایت را با صدای میثم کریمی بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89245

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.