آخرین های هنر صدا ...

دوچرخه سواری کاری فرهنگی است

چندرسانه‌ای گُلوَنی، راضیه حسینی: چند وقت پیش یکی از دوستای دوران دبیرستانم که ده دوازده سال خارج بود برگشت ایران. آقا از وقتی اومد هر وقت منو می‌دید می‌گفت تو چرا دوچرخه نداری؟ و بعد از فواید دوچرخه و اینکه چه وسیله‌ی خوبیه نیم ساعت یه نفس حرف می‌زد.

منم روم نمی‌شد بگم پولشو ندارم بخرم که.

یه روز اومد گفت من یکی دو هفته دارم می‌رم سفر این دوچرخه‌ پیشت باشه ازش استفاده کن.

این دوست ما حسابی محیط زیستیه. جلوی دوچرخش یه تابلوی کوچیک چراغدار زده روش نوشته «زمین نفس ندارد».

اولین باری که دوچرخشو سوار شدم گفتم الان همه می‌گن چه انسان فرهیخته‌ای همینجور احسنت و مرحبا نثارم می‌کنن.

ولی وقتی رفتم تو خیابون اوضاع صد و هشتاد درجه متفاوت بود. هر کی یجور مسخره می‌کرد. یکی گفت «داداش زمینو بی‌خیال ما خودمون نفس کم آوردیم. چی می‌گی تو، سرخوشیا».

دیگه باقی چیزایی که شنیدم رو واستون نگم بهتره. برگشتم خونه، دوچرخه رو گذاشتم تو پارکینگ، یه پارچه هم روش انداختم.

تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت در عمرم کار فرهنگی انجام ندم. ولی فرداش که رفتم سراغش، دیدم پارچه پخش زمین شده. دوچرخه‌ای در کار نیست.

آقا به من چه اصلا. من چرا خواستم کار فرهنگی کنم آخه؟

اصلا اینقدر برید با دوچرخه الکی تک چرخ بزنید. اینقدر با ماشین اینور اونور برید و دود تو حلق هم فرو کنید که بشید عین ماهی دودی.

دوستان، دوچرخه دست دوم جایی سراغ ندارین بفروشن؟ آقا از همین تریبون اعلام می‌کنم، دزد عزیز جان! هر کی دوست داری اون دوچرخه رو وردار بیار به جان تو پول ندارم بخرم. نمیاری؟ لااقل اون تابلو رو بیار. هیچ جا ندارن اون شکلی، جان من بیار.

این روایت را با صدای محمد شعبانپور بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89507

پاسخی بفرستید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.