آخرین های هنر صدا ...

سوغات خارجی از شهر داخلی

مشغولیات ذهنی یک مسافر
قسمت نهم: سوغات خارجی از شهر داخلی

چندرسانه‌ای گُلوَنی، معین بادپا: هر موقع رفتم سفر، یکی از دغدغه‌هام موقع برگشتن آوردن سوغاتی و یادگاری و این چیزها بود. هم واسه خودم، هم واسه اطرافیان و دوست و آشنا. باور کنید بعضی وقت‌ها هزینه رفت و برگشت من برابر می‌شه با هزینه سوغاتی‌ها و یادگاری‌هایی که برای بقیه میارم. تازه آخرش هم به چشم نمیاد. مثلاً هر موقع هر شهری که رفتم، به جای اینکه برم عروسک سنتی اون شهر رو برای بچه‌های فامیل بگیرم، ده برابرش رو پول دادم جدیدترین عروسک‌های خارجی رو از اون شهر برای کل بچه‌ها آوردم. برای بزرگترها هم سنگ تموم می‌گذاشتم. کلی می‌گشتم تا باب میلشون جدیدترین لباس و کیف مارک و تزئینی‌های خارجی که توی بازار اونجا بود رو می‌آوردم. اما آخرش چی!؟ خیلی زود یادشون می‌رفت.

اما این رفیق ما… اول از همه اینکه هر جا می‌رفت یک نمادی از اون شهر رو برمی‌داشت می‌آورد. الان بری خونه‌اش باور کنید انگار رفتید موزه! بعد برای بقیه هم چیزی که می‌آورد، اندازه من خرج نمی‌کرد که. برمی‌داشت صنایع دستی او‌ن‌ها رو می‌آورد می‌داد بهشون. این دوست و آشنا هم، سوغاتی‌های اون رو روی چشمشون می‌گذاشتن. حتی باور کنید اصلاً یادشون نمیاد من کی براشون چی آوردم. از کجا آوردم. ولی برعکس برای این آقا، قشنگ بعد از ده سال یادشون هست که این رو فلانی از فلان جا برامون آورد.

همین سوغاتی‌های خوردنی هم با هم اختلاف نظر داریم. من می‌گم آدم یه خوردنی بیاره، ولی کامل بیاره طرف سیر بشه. مثلاً برای همه فامیل سه کیلو، سه کیلو از یک شیرینی شناخته شده اون شهر میارم. بعد این چی کار می‌کنه، می‌ره از سه چهار نوع سوغاتی اون شهر می‌خره، می‌ذاره خونه‌اش می‌گه هرکی می‌خواد سوغاتی بخوره، قدمش روی چشم، بیاد خونه‌ام. به این بهونه تازه ببینمش. خب زشته. ولی نتیجه چی؟ اینجا این آشناهامون هوای اون رو بیشتر از من دارن.

این روایت را با صدای معین بادپا بشنوید:

پخش از رادیو جوان
برنامه پی نوشت

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=86236

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.