آخرین های هنر صدا ...

فرصت بچگی کردن زود تموم می‌شه

اما من مُردم تا به این بچه گرگم به‌هوا یاد بدم. هلاک شدم تا یادش بدم فرصت بچگی کردن  چقدر زود تموم می‌شه!

چندرسانه‌ای گُلوَنی، مهدیسا صفری‌خواه: بچه که بودم دلم می‌خواست سه تا اسباب‌بازی داشته‌باشم؛ جامدادی دکمه‌دار و یه عروسک که حرف می‌زنه و چرخ‌خیاطی. سقف مطالباتم از زندگی همین‌ها بود. چرخ‌خیاطی رو که خریدم همه تفریح زندگی‌ام شد دوختن لباس برای عروسک‌هام. همونجا بود که انگار شروع کردم به مادری کردن برای عروسک‌هام.

 می‌خوام بگم اون قدیم‌ترها آدم‌ها آرزو داشتن و رسیدن به آرزوهاشون؛ شیرین‌ترین لحظه زندگی‌شون بود اما حالا این فسقلی از صبح تا شب گوشی گرفته دستش یا به عروسک‌های کامپیوتری غذا می‌ده که از گرسنگی نمی‌رن یا تو اپلیکیشن‌های عجیب‌وغریب و جذاب براشون لباس انتخاب می‌کنه.

انگار این نسل؛ جنس همه تفریحاتش مجازی شده. دخترهاش فرصت شونه‌کردن موهای عروسک‌هاشون رو ندارن و پسرهاش تو گوشی با خودش مسابقه می‌ذارن و از خودشون تو مسابقات رالی مجازی سبقت می‌گیرن.

یه‌وقتی هم که یکی پیدا می‌شه که دست بچه‌ش رو بگیره و ببره به یه‌کم دورتر از شلوغی‌های دنیای مجازی؛ می‌گن که روابط عمومی‌ش ضعیفه. مامانم با همه سرشلوغی‌ش پای لی‌لی‌مون تو حیاط خونه قدیمی می‌نشست و هر وقت که پامون رو خط می‌موند؛ می‌گفت که دوباره شروع کنیم اما من مُردم تا به این بچه گرگم به‌هوا یاد بدم. هلاک شدم تا یادش بدم فرصت بچگی کردن  چقدر زود تموم می‌شه!

این روایت را با صدای مهدیسا صفری‌خواه بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89463

پاسخی بفرستید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.