آخرین های هنر صدا ...

فقط به خاطر هشدار مصرف آب نمی‌شورم

همه جای این تابلو بود: آب را هدر ندهید.

چندرسانه‌ای گُلوَنی، راضیه حسینی: چند وقت پیش جاتون خالی رفته بودیم جنگل سراوان، آقا عجب هوایی، عجب منظره‌ای. هر جا رو نگاه می‌کردی درخت بود و… یه تابلو وسطش. نمی‌دونم چرا اینقدر تابلو کاشته بودن هر جا.

«هنگام رفتن از خاموش شدن کامل آتشی که روشن کرده‌اید مطمئن شوید.»

«به درختان آسیب نزنید.»

«زباله نریزید.»

«آب را هدر ندهید.»

این­ همه تابلو واسه چیه آخه. همه می‌دونیم اینا رودیگه.

یه جا پیدا کردیم و نشستیم. بعد از چند دقیقه، یه ماشین که از بس کثیف و چرک بود نمی‌شد تشخیص داد چی هست، اومد نزدیکمون پارک کرد. هفت هشت ده نفر ریختن بیرون و بساطشون رو پهن کردن.

کلی شاخ و برگ درخت کندن و باهاش آتیش درست کردن. هر چی می‌خوردن آشغالشو پرت می‌کردن طرف ما. یه بار بطری دوغ و نوشابه‌ی پسر کوچیکشون خورد تو سر من. خلاصه بیشتر از این ­که بخورن می‌ریختن. ما هم دیدیم اوضاع ناجوره جل و پلاسمون رو جمع کردیم که بریم یه جای دیگه.

خواستم سوار ماشین بشم دلم طاقت نیاورد رفتم پیششون وگفتم: داداش این­ همه تابلو از اول جنگل تا این‌جا زده یکیشون هم ندیدی؟

گفت: چرا داداش، نمی‌بینی ماشینمو؟ فقط واسه تابلویی که روش نوشته بود« آب را هدر ندهید» نمی‌شورمش.

خدایی تا حالا اینجوری قانع نشده بودم.

این روایت را با صدای میثم کریمی بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89996

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.