آخرین های هنر صدا ...

قصه تاراج گورهای امانتی در طبس

قصه عجیب روستایی در طبس

چندرسانه‌ای گُلوَنی، معین بادپادر خبرها آمده است که …. اجازه بدید یک قصه براتون بگم.

یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود یک روستایی بود در اطراف طبس که جزو همون روستاهایی بود که چهل سال قبل دچار زلزله شده بود.

این روستا کلی رفت و آمد داشت و مردم زیادی در اون‌جا زندگی می‌کردند.

اما بعد از زلزله خالی از سکنه شد.

در این روستا یک گورستان قدیمی وجود داشت که به پیش از اسلام می‌رسید.

چون محل گذر کاروان‌ها بود، وقتی یک کاروانی عزیزش رو از دست می‌داد، جنازه از دست رفته‌اش رو به این روستا می‌سپرد تا اون‌ها به طور امانتی اون‌جا دفنش کنند.

و وقتی که از سفر برمی‌گردند جنازه‌اش رو تحویل بگیرند و ببرند.

این جنازه‌ها در سطح زمین دفن می‌شد و به همین خاطر تخریب گورها آسون بود. چون عمق نداشت.

سال‌ها گذشت

اما بشنوید از سال‌ها بعد. موقعی که این روستا خالی از سکنه شد، برخی از دانشجونماهای یک دانشگاه که اسمش رو نمی‌برم به این گورها یورش بردند.

اسکلت‌ها رو پیش استادشون می‌بردند تا نمره بگیرند.

هرچه اسکلت بزرگتر نمره بیشتر.

یعنی حتی کادوی روز معلم این دانشجویان هم احتمالا همین اسکلت‌ها بوده.

از اون‌جایی که هرکسی از ظن خودش یار این گورستان شده بود، یک عده هم اشیای تاریخی‌اش رو بردند.

در واقع این گورهای امانتی، برای یک عده نون شد و برای عده‌ای دیگر نمره.

دوستان عزیز، شنوندگان قصه‌های پی نوشت، آنچه شنیدید واقعیتی بود از روستای کوریت.

البته الان برخی دارن برای حفاظت این‌جا، قبر شیشه‌ای می‌گذارن.

ولی به هرحال بدونید که با اسکلت هم می‌شه نمره گرفت.

نمره رو فقط با درس خوندن نمی‌گیرن. درس خوندن مربوط به قدیم بود. الان م‌یگن دو تا اسکلت کم دارم وگرنه این درس رو می افتم.

رفیقت هم می‌گه برو اون‌جا توی کیسه بریز و بیار. برای ترم بعدت هم نگه دار. فقط یک جوری برو که کسی نبینه.

عجب اعجوبه‌ای است این آدمیزاد. این موجود دو پا. تا قصه‌ای دیگر خدانگهدار.

این روایت را با صدای معین بادپا بشنوید:

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=88131

پاسخی بفرستید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.