آخرین های هنر صدا ...

وقتی راننده تاکسی به اختلاس متهم می‌شود

اون یه تبلت خرید و تاکسی اینترنتی شد و من تاکسی اتحادیه‌ای باقی موندم.

چندرسانه‌ای گُلوَنی، مهدیسا صفری‌خواه: من یه راننده تاکسی‌ام. کمربند سیاه کاراته دارم. اول که وارد این‌کار شدم بهم گفتن لازمه. اونقدری برای اون کمربند زحمت کشیدم تا سهمیه المپیک گرفتم و طلای المپیک تو مشتم بود و برگشتم. درواقع طلا رو گرفتم. ولی خونه و ماشین و اون‌سکه‌ها و طلب حقوقم از فدراسیون رو نه. برای همین برگشتم سر کاری که از اولم به نیت اون کمربند مشکی گرفتم.

 برادرم هم راننده تاکسیه. اوایل تو یک خط کار می‌کردیم ولی اون یه تبلت خرید و تاکسی اینترنتی شد و من تاکسی اتحادیه‌ای باقی می‌موندم. هر دومون فکر می‌کنیم اون یکی وضعش بهتره اما این‌طور نیس.

 ما بعد از حباب قیمت‌ها جرئت نداریم پول خرد نداشته‌باشیم چون همه مسافرها ما رو به اختلاس متهم می‌کنن یا به‌جای اون پول خرد باید اونقدرکولر بزنیم که موتور پیاده کنیم.

برادرم روانشناسی خونده تا دو سال پیش مطب داشت ولی کم آورد؛ یعنی دچار یه سندرمی شد که دیگه نمی‌تونست به هیچکس امید بده؛ یه‌جوری اون حرف‌های امیدوارانه رو می‌زد که طرف فکر می‌کرد داره مسخره‌اش می‌کنه؛ برای همین مطب رو جمع کرد و اومدم تو این صنف.

هرچند دیگه با پیامک تهدیدش نمی‌کنن ولی تا حالا دوبار ماشینش رو اوراق کردن و یه‌بار هم چاقو گذاشتن زیر گلوش ولی خودش می‌گه که عاشق هیجانات این شغله.

این روایت را با صدای میثم کریمی بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89647

پاسخی بفرستید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.