آخرین های هنر صدا ...

کالای ایرانی بهتره یا خارجی

کالای ایرانی به درد نمی‌خوره. مگه خودروهاشون رو ندیدی؟ لیوان‌هاشون هم مثل خودروهاشون بی‌کیفیته.

چندرسانه‌ای گُلوَنی، محسن فراهانیامروز صبح زود وقتی از خواب بیدار شدم، پدرم را دیدم که در حال شستن ظرف‌های ناهار است و مدام زیر لب غر می‌زند. ابتدا تصور کردم به خاطر خوابیدن من تا لنگ ظهر ناراحت است اما وقتی نزدیکش رفتم متوجه شدم از عدم کیفیت برخی اجناس ناراضی است.

پرسیدم: چی شده بابا؟ مشکلی پیش اومده؟

گفت: این مایع ظرف‌شویی ایرانی که خریدیم اصلاً کف نمی‌کنه. حالا اگه خارجیش بود کل آشپزخونه رو کف برمی‌داشت.

مادرم که درون پذیرایی نشسته بود و ماسک آلوورا به صورت داشت گفت: بی‌خود بهونه نیار. بیام ببینم باز ظرف‌ها رو گربه شور کردی من می‌دونم و تو. مایع ظرف‌شویی‌های ایرانی چه‌شونه مگه؟ چه طور ما می‌شوریم کف می‌کنه؟

پدرم خیلی آرام طوری که مادرم متوجه نشود گفت: یه جوری می‌گه ما می‌شوریم کف می‌کنه، انگار همین دیروز ظرف شسته. آخرین باری که شما ظرف شستی ۱۲ سال پیش بود. شاید اون موقع کف می‌کرده.

به حرف‌های پدرم توجهی نکردم و خواستم یک لیوان بردارم و آب بخورم که ناگهان پدرم فریاد زد: لیوان خارجی بردار. توی لیوان ایرانی نمی‌شه آب خورد.

گفتم: چرا؟ چه فرقی می‌کنه؟ لیوان لیوانه دیگه.

پدرم گفت: نه پسرجان جنس ایرانی به درد نمی‌خوره. مگه خودروهاشون رو ندیدی؟ لیوان‌هاشون هم مثل خودروهاشون بی‌کیفیته.

مادرم بلافاصله به پدرم گفت: با اینکه تو ایرانی نیستی ولی فارسی رو خوب صحبت می‌کنی‌ها. مرد حسابی یه جوری می‌گی خودروهاشون و لیوان‌هاشون انگار خودت ایرانی نیستی.

خیلی به حرف‌های پدر و مادرم توجه نکردم و یک خودکار برداشتم که بنشینم و جدول حل کنم که ناگهان پدرم فریاد زد: خوکار ایرانی برندار. از این به بعد فقط با خودکار خارجی می‌نویسیم.

گفتم: بابا خودکار که دیگه فرقی نمی‌کنه. اتفاقاً من از این خودکارهای ایرانی خیلی راضی هستم.

پدرم لبخندی زد و گفت: با همین خودکار ایرانی‌ها رفتی سر جلسه کنکور و رتبه‌ت از شماره اشتراک کنتور گازمون هم بیشتر شد.

گفتم بابا چه ربطی داره؟ من اصلاً هیچی نخونده بودم. رفتم سر جلسه خوابیدم. چه ربطی به خودکار داره؟

پدرم همان‌طور که ظرف می‌شست گفت: حالا هرچی. اگر خودکار خارجی برده بودی رتبه‌ت بهتر می‌شد.

مادرم بلافاصله گفت: پس چرا تو که خودت هرچی چک با خودکار خارجی کشیدی برگشت خورد؟ طلب‌کارها می‌خواستن تو کوچه لباس‌هات رو دربیارن جای طلب‌شون ببرن. شانس آوردی دو سه تا تیکه برات لباس گذاشتن.

پدرم جواب داد: همون دو سه تا تیکه هم ایرانی بود. وگرنه اون‌ها رو هم می‌بردن. جنس ایرانی کلاً به درد نمی‌خوره و بی‌ارزشه.

مادرم که از بحث کردن با پدرم خسته شده بود گفت: راستی دیروز همه‌ی طلاهام رو دادم به خواهرم برای خودش.

پدرم تا این را شنید قلبش را گرفت و گفت: چی‌کار کردی؟ می‌دونی من چه قدر پای اون‌ها پول داده بودم؟

مادرم گفت: خب ایرانی بودن آخه. خودت گفتی جنس ایرانی به درد نمی‌خوره و ارزش نداره. حالا باید خارجیش رو بخری برام.

پدرم حالش بدتر شد و همان‌طور که قلبش را گرفته بود افتاد کف آشپزخانه و با حال خراب گفت: یکی زنگ بزنه دکتر. من حالم خوب نیست اصلاً

من دویدم به سمت تلفن که به دکتر زنگ بزنم ولی مادرم گفت: زنگ نزنی‌ها. دکترهای ایرانی به درد نمی‌خورن. خارجی هم اگر بیاد قلب این رو نمی‌تونه خوب کنه. قلب این هم ایرانیه. هیچ دکتری نمی‌تونه خوبش کنه.

پدرم تا این جملات را شنید از جایش بلند شد، دستکش‎ ظرف‎شویی را از دستش بیرون آورد و گفت: باشه بچرخ تا بچرخیم.

این را گفت، یک لگد محکم به من زد و از خانه بیرون رفت.

کالای ایرانی را با صدای میثم کریمی بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89551

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.