آخرین های هنر صدا ...

کمپینگ در جاده در دست تعمیر

چندرسانه‌ای گُلوَنی، مهدیسا صفری‌خواه: چند سال پیش با بابام تصمیم گرفتیم یه جایی کمپینگ کنیم. راستش این ایده رو از یکی از فیلم‌ها گرفته‌بودیم. فکر کردم شاید بهتر باشه به روش خودمون بومی‌ش کنم. وقتی رسیدیم به‌جای که قرار بود چادر رو پهن کنیم. بابام گفت: میثم یه‌جایی چادر رو بزن که نزدیک پریز برق باشه

من گفتم: بابا اینجا برق نداریم؛ من هم پاوربانک رو صبح یادم رفت بردارم.

بابام گفت: جواب مامانت رو هم خودت بده؛ اون باید هر ده دقیقه یه‌بار چکمون کنه تا مطمئن بشه سالم رسیدیم وگرنه پا می‌شه با تاکسی اینترنتی تا خود قله میاد دنبالمون.

کمپینگ

بهش گفتم: بابا این مشکل شماست نه مشکل من که دستش رو به علامت دهنت رو ببند شاید برای همین اخلاقته که کسی بهت زن نمی‌ده بالا آورد و گفت: تو ازدواج نکردی که بفهمی این دلنگرانی‌ها یعنی چی؟

بعد گفت: همین‌جا اطراق می‌کنیم و یه‌جوری گفت که انگار الان یه لشکر از خدم و حشم پشت‌سرمون قراره چادر رو پهن کنن.

و ادامه داد: میثم برو دستشویی سیار رو هم بیار.

در دست تعمیر است

گفت: بابا ولی اینجا تابلو زده؛ جاده در دست تعمیره.

یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم کرد و گفت اتوبان جاده شمال رو ۳۰ ساله نساختن؛ تو که فکر نمی‌کنی با این قیمت مصالح؛ قراره اینجا رو نصفه شبی بسازن. همین‌جا می‌خوابیم.

جرئت نکردم که روی حرفش حرف بزنم؛ می‌خواستم آماده‌اش کنم تا برام آستین بالا بزنه و مجبور بودم بهش ثابت کنم که شجاع هستم. یه نگاه به مسیر کردم هنوز کوه رو هم منفجر نکرده‌بودن چه برسه به خاکبرداری و زیرسازی!

اون‌شب بابام به حرفم گوش نکرد؛ پیمانکارها هم برای اینکه ثابت کنن کی اونجا رئیس کل جاده رو کوبیدن و از نو ساختن و ما صبح از عوارضی جاده شمال سردرآوردیم البته بعد از ۲ ماه که از کما دراومدیم؛ مامانم از روی جی‌پی‌اسی که به بابام وصل کرده‌بود ردمون رو گرفت. اون‌شب قسمت نشد که من به بابام بگم برام آستین بالا بزنه؛ حافظه‌ام هم تا دو سال پاک شد و اصلاً یادم نمی‌اومد که برای چی با بابام رفته بودیم کمپینگ!

این روایت را با صدای میثم کریمی بشنوید:

برای شنیدن سایر آیتم‌های دو کلمه حرف یواش اینجا کلیک کنید.

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://sound.golvani.ir/?p=89942

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.